محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1240
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
و پنج مثقال بطريقى كه رسم است مرتّب نمايند شربتى از يك درم تا يك مثقال مفرّح بارد ديكر كه خفقان و ضعف دل را كه از كرمى باشد زايل كند صنعت آن طباشير سفيد دو درم كاوزبان ده درم شير امله پانزده درم عصارهء زرشك ورق كل سرخ از هريك پنج درم صندل سفيد مقاصرى سه درم بهمن سفيد و سرخ درونج كشنيز خشك پوست بيرون پسته مرواريد ناسفته كهرباى شمعى سوخته بسد سوخته ابريشم سوخته از هريك دو درم زعفران نيم درم ياقوت چهار دانك ورق طلا ورق نقره از هريك يك مثقال آب سيب ترش چهار درم قند سفيد صاف كرده دو من بدستور مقرر مرتب نمايند شربتى از يك درم تا يك مثقال و قومى در نسخهء مسطور كل نيلوفر دو درم كل كاوزبان دو درم كافور قيصورى دو دانك مشك دو دانك عنبر اشهب چهار دانك آب اترج آب انارين از هريك سى مثقال عرق بيدمشك عرق كاوزبان از هريك پنجاه مثقال اضافه نمايند و در نسخهء ديكر وزن ورق طلا دو دانك ورق نقره سه دانك است مفرّح بارد به نسخهء ديكر صنعت آن طباشير سفيد بهمن سفيد كل سرخ كل كاوزبان از هريك چهار مثقال مرواريد ناسفته بسد كهرباى شمعى صندل سفيد كشنيز خشك از هريك دو مثقال بهمن سرخ ورق طلا ورق نقره پوست بيرون پسته از هريك يك مثقال تخم خرفهء مقشر هشت مثقال زرشك منقى دوازده مثقال كل ارمنى عنبر از هريك يك مثقال و نيم قند به قدر ضرورت تركيب نمايند مفرّح بارد ديكر كه نافعست از براى خفقان حادث از سوى مزاج حار صنعت آن بنسخهء حاوى صغير مرواريد ناسفته بسد سوخته كهربا كاوزبان كل ارمنى از هريك دو درم مشك خالص يك درم قند سفيد ده درم كوفته و بيخته به شراب سيب شيرين بسرشند شربتى از آن يك مثقال و در نسخهء صاحب اختيارات طباشير يك درم داخل دارو و وزن مشك نيمدانك است و اين اصح است و كفتهاند كه ادويه را بجلاب سكرى بسرشند و در نسخهء ديكر آورده كه بكلاب بسرشند و در نسخهء ديكر كشنيز خشك مقشر صندل سرخ صندل سفيد ورق كل سرخ از هريك يك درم و بنسخهء صاحب حاوى اضافه نموده شده و مشك و قند داخل ندارد و اجزا را كوفته با شراب سيب شيرين بسرشند شربتى يك مثقال [ مفرّح بارد كافورى به نسخهء قلانسى ] مفرّح بارد كافورى به نسخهء قلانسى مرهء صفرا و اسهال و صداع و ضعف معده را نافع است صنعت آن كل سرخ طباشير كهربا كشنيز خشك از هريك سه درم مرواريد ناسفته يك درم و نيم كل مختوم دو درم كافور ربع درم كوفته و بيخته با آب سيب شيرين يا شربت آن بسرشند مفرّح بارد كافورى ديكر نيز از قلانسى صنعت آن مرواريد ناسفته ده درم صندلين تخم كاسنى پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه كل نيلوفر از هريك دو درم طباشير سفيد سه درم بسد هشت درم كل سرخ پنج درم حجر ارمنى مغسول چهار دانك ادويه كوفته و بيخته با رب سيب و نبات سفيد با كلاب بقوام آورده بسرشند شربتى يك مثقال مفرّح بارد كافورى ديكر نافع از براى ضعف قلب و خفقان حار صنعت آن تخم كاهو مقشر تخم خرفهء مقشر و مغز تخم خيارين كل كاوزبان از هريك پنج درم مرواريد ناسفته كهربا بسد سرطان نهرى محرق ابريشم مقرض از هريك يك مثقال صندل سفيد دو مثقال عود هندى درونج عقربى زرنباد بهمن سفيد از هريك دو درم قاقلهء صغار طباشير مغز تخم خربزه از هريك سه درم كل سرخ چهار درم زعفران نيم درم كافور قيصورى نيمدانك عنبر اشهب مشك خالص از هريك يك دانك كوفته و بيخته به شراب سيب يا شراب اترج يا شراب به سرشته معجون سازند شربتى يك مثقال [ مفرّح بارد كافورى آن قدس سرّه ] مفرّح بارد كافورى آن قدس سرّه قوت دل دهد و حار المزاج را نافع باشد و خفقان حار را مفيد است صنعت آن غنچهء كل سرخ طباشير سفيد كل كاوزبان كشنيز خشك بهمن سفيد صندل سفيد از هريك يك درم مغز تخم خيارين مغز تخم كدو خرفهء مقشر از هريك چهار درم و در نسخهء ديكر مغز تخم خرفهء مقشر پانزده درم است مرواريد ناسفته يك درم كهربا زعفران كافور قيصورى از هريك نيم درم زرشك منقى شش درم نبات سفيد يكصد درم نبات را به عرق بيدمشك پنجاه مثقال حلّ كرده آب سيب شيرين پنجاه درم بقوام آورده بدستور مقرر مرتّب سازند مفرّح بارد كافورى ديكر كه خفقان و ضعف قلب حار را نافعست صنعت آن طباشير سفيد بهمن سرخ و سفيد كشنيز خشك مقشر درونج عقربى پوست بيرون پسته كهرباى شمعى مرواريد ناسفته كل نيلوفر بسد كل كاوزبان ابريشم مقرض از هريك دو درم ياقوت رمانى چهار دانك كافور قيصورى دو دانك شير امله پانزده درم عصارهء زرشك پانزده درم صندل سفيد سه درم زعفران نيم درم ورق طلا دو دانك مشك خالص دو دانك عنبر اشهب چهار دانك آب سيب ترش و شيرين از هريك سى مثقال عرق كاوزبان عرق بيدمشك از هريك پنجاه مثقال قند سفيد دو من با عرقها بقوام آورده ادويه را بان بسرشند شربتى يك درم [ مفرّح كافورى تاليف مدائنى دل را قوت دهد و فرح افزايد ] مفرّح كافورى تاليف مدائنى دل را قوت دهد و فرح افزايد و خفقان كه از كرمى بود سود دارد و اصحاب مزاج كرم را عظيم نافع بود صنعت آن مرواريد ناسفته بسد مرجان قرمزى ورق كل سرخ كشنيز خشك ابريشم مقرض از هريك سه درم عود هندى كهربا كاوزبان كيلانى از هريك دو درم صندل سفيد مقاصرى يك درم طباشير سفيد چهار درم ياقوت رمانى دو دانك عقيق يمنى ورق نقره عنبر اشهب از هريك يك و نيم درم ساذج هندى چهار دانك كافور قيصورى يك دانك اجزا را كوفته و بيخته جواهر را صلايه نموده با نيمن شكر سفيد صاف كرده بقوام آورده بسرشند و هنكام حاجت يك مثقال آن را با ده درم شراب سيب بياشامند [ مفرّح كافورى بنسخهء حاوى صغير مفرح و مقوى قلب ] مفرّح كافورى بنسخهء حاوى صغير مفرح و مقوى قلب است هركاه بوده باشد مزاج قلب و جميع بدن حار صنعت آن غنچهء كل سرخ طباشير سفيد از هريك سه درم كشنيز خشك يك درم كهربا مرواريد ناسفته از هريك پنج درم كافور قيصورى يك دانك كوفته و بيخته به شراب سيب شيرين بسرشند شربتى يك درم با سكنجبين مفرّح بارد كافورى منقول از خط بعضى فضلا صنعت آن مرواريد ناسفته مرجان احمر مرجان ابيض صندل سفيد فرنجمشك كاوزبان از هريك سه درم بهمن سرخ صندل سفيد بادرنجبويه كل سرخ تخم خرفه تخم كاسنى كل نيلوفر تخم خبازى ابريشم محرق سرطان محرق از هريك دو درم لعل بدخشى زرنب طباشير سفيد عود هندى خام ريوند چينى از هريك يك درم ياقوت كبود ياقوت زرد عقيق يمنى از هريك نيم درم ياقوت عنبر اشهب از هريك دو دانك فيروزه چهار دانك كافور رياحى يك دانك ورق طلا ورق نقره از هريك بيست عدد شراب حماض شراب سيب از هريك بيست درم شراب ريباس پانزده درم شكر طبرزد يكصد درم آب ليمو پانزده درم عرق كاوزبان يك استار كلاب پنج استار على الرّسم مرتب نمايند شربتى يك مثقال [ مفرّح بقلاسوطيوس ] مفرّح بقلاسوطيوس اين مفرح از روميان است و ازموده قدما است و معنى آن به زبان رومى نجات دهنده از مضرت سموم و ماليخوليا و وسواس و جنون و فالج و لقوه و جميع امراض دماغى را نافع بود و جذام و ضيق النفس و ربو و اوجاع مفاصل و نقرس را و قولنج را سودمند بود و بواسير را بر طرف كند و سنك كرده و مثانه را بريزاند و تقويت باه كند و نشاط اورد و غم را زايل كند و ديكر نفعها دارد صنعت آن زرنب زرنباد ورق كل سرخ كشنيز خشك كاوزبان تودرى زرد تودرى سفيد تودرى سرخ بهمنين از هريك نيم اوقيه حب الغار مصطكى رومى دارچينى قرنفل عود هندى كبابهء چينى مرمكى جنطيانا حماما ابريشم مقرض از هريك يك اوقيه آبغوره آب رب سيب و به و رب ريباس از هريك نيم رطل كلاب يك رطل مجموع را در شير كاو بخيسانند پس از بيست و يك روز عرق بكشند آن كاه اين عرق را با يك رطل عسل و يك رطل نبات بقوام اورند و با اين اجزا كوفته و بيخته